X
تبلیغات
حرف ها دارم

حرف ها دارم

با مرغ پنهان

حرف ها دارم

با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم

و زمان را با صدایت می گشایی!

چه تو را دردی است

کز نهان خلوت خود می زنی آوا

و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟

در کجا هستی نهان ای مرغ!

زیر تور سبزه های تر

یا درون شاخه های شوق؟

می پری از روی چشم سبز یک مرداب

یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال وپر؟

هر کجا هستی،بگو با من.

روی جاده نقش پایی نیست از دشمن.

آفتابی شو!

رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر.

مار برق از لانه اش بیرمن نمی اید.

و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا.

روز خاموش است،آرام است.

از چه دیگر می کنی پروا؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 18:50  توسط مهم نیست  |